با فعال سازي تلفن همراه، مي توانيد بدون اتصال به اينترنت و از طريق پيامک اقدام به ارسال پيام عمومي و نظر در پارسي يار نماييد.
براي ارسال پيام به پارسي يار، کافيست + در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
براي ارسال نظر برای آخرين پيامي که با پيامک به پارسي يار فرستاه ايد، کافيست ++ در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
در ازاي ارسال هر پيامک براي پارسي يار مبلغ 130 ريال از اعتبار کاربري شما کسر خواهد شد.
براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد.
در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov، flv و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود.
همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود.
توجه : برچسب هاي زير در متن ارسالي شما قابل استفاده است. در حين ارسال پيام براي
هر کاربر، داده مربوط به آن کاربر جايگزين اين بر چسب ها مي شود.
*pb:BlogNic* : عنوان کاربر در پارسي يار
*pb:BlogAuthor* : نام و نام خانوادگي مدير وبلاگ
*pb:BlogTitle* : عنوان وبلاگ
*pb:BlogUrl* : آدرس کامل وبلاگ
گزينه ها:
هر گزينه بايد در يک سطر مستقل قرار گيرد. گزينه ها با کليد Enter جدا شوند.
براي هر پيام حداقل دو و حداکثر ده گزينه قابل تعيين است.
+امام جواد (ع) در کودکي در کوچه با بچهها مشغول بازي بود.
مأمون رسيد. همه بچهها فرار کردند. امام جواد ايستاد.
مأمون گفت: تو چرا با بچهها فرار نکردي؟
امام فرمود:
راهتان را تنگ نکرده بودم که بخواهم کنار بروم!
کار بدي هم نکرده بودم که بترسم.
فکر هم نميکنم به کسي که گناهي نکرده آزاري برسانيد!
مأمون گفت: اسمت چيست؟
فرمود: محمد
مأمون گفت: پسر کيستي؟
فرمود: علي بن موسي الرضا!
+معتصم يک عده را اجير کرده بود که بيايند عليه امام شهادت بدهند که او قصد شورش داشته
امام را به قصر آورد و گفت: تو قصد شورش داري؟
امام فرمود: هرگز!
معتصم شاهدها را آورد و شهادت دادند.
امام در ايوان قصر ايستاد. دستانش را به سمت آسمان برد و فرمود:
خدايا! اگر اينها تهمت مي زنند، سزاي کارشان را نشانشان بده!
ناگهان ايوان به لرزه افتاد. همه به زمين مي افتادند.
معتصم وحشت زده شد...
گفت: يابن رسول الله! من توبه مي کنم! از خدا بخواه اين لرزه را فرو بنشاند.
امام فرمود: خدايا! اين لرزه را آرام کن! خودت مي داني که اينها دشمنان من هستند.
ايوان آرام شد.
و کينه معتصم شديدتر شد و به فکر مسموم کردن امام افتاد...
قصص الانبياء/ ص 830 - ا.سادات.هاشمي
+در حساب زندگيات
خيليها ميآيند پرانتز باز ميکنند براي خودشان
هرچه ديرتر ببندي اين پرانتزها را
فقط مجهولات معادله را بيشتر ميکني
تنها چيزي که معلوم ميشود اين است:
به هيچ کس
نميشود
اعتماد
کرد...
+*لبخند به روي دوست، ثواب است*
*زدودن خار و خاشاکي از چهرهاش، ثواب است*
*خدا هيچ چيز را به اندازه شاد کردن مؤمن دوست ندارد.*
.
.
امام باقر (عليه السلام)
اصول کافي/ ج 2/ ص 188
+با امام باقر (ع) همسفر بوديم. هر بار که در مسير سوار و پياده ميشديم امام با من طوري سلام و احوالپرسي ميکرد و دست ميداد که انگار مدتهاست مرا نديده!
گفتم: هيچ کس چنين کارهايي که شما ميکني نميکند. يک بارش هم براي ما زياد است!
فرمود: مگر ثواب دست دادن را نميداني؟
وقتي دو مؤمن با هم روبرو ميشوند و به هم دست ميدهند، گناهانشان مثل برگ از درخت ميريزد و خدا هواي آنها را دارد تا از هم جدا شوند.
+از پيامبر پرسيدند: پدر چه حقي به گردن فرزندش دارد؟
فرمود:
*اينکه فرزندش او را به اسم صدا نزند*
*جلوتر از او راه نرود*
*پيش از او ننشيند*
*و کاري نکند که پدرش به او دشنام دهد!*
.
.
اصول کافي/ ج2/ ص 159
+من *آرزوهاي بندگانم* را پيش خودم نگه داشتم
ولي گويا از نگهداري من راضي نبودند!!
آسمانها را پر از فرشتگاني کردم که از تسبيح من خسته نميشوند
و به آنها دستور دادم که *درهاي بين من و بندگانم* را نبندند
ولي بندگانم حرفم را باور نکردند!
(اصول کافي/ ج2/ ص 66)
+مي گويمش:
آن قدر تنهايم که بي ترديد مي دانم
حال مرا
جز شاعري
مانند من
تنها
نميداند !
ميگويم و مي بينمش او نيز با آن ظاهر غمگين
آن گونه ميخندد
که گويي
هـــيچ از اين غمها نميداند